تبلیغات
اینجا رازی،جامعه شناسی - مفهوم حقیقت در آثار فوکو
یکشنبه 1 خرداد 1390

مفهوم حقیقت در آثار فوکو

   نوشته شده توسط: مریم نصیری افشار    نوع مطلب :میشل فوکو ،

حقیقت، مفهومی اساسی در آثار فوكو
جام جم آنلاین: پل میشل فوكو ، متفكر ، فیلسوف و تاریخدان معاصر در 15 اكتبر سال 1926 در ناحیه سنت موار فرانسه متولد شد، وی بعدها نام خود را به میشل فوكو تغییر داد ؛ فوكو تحصیلات خود را در رشته فلسفه در اكو نرمال سوپریور به پایان رساند اما علاقه وی به روانشناسی و تاریخ باعث شد در رشته آسیب‌شناسی روانی هم به تحصیل بپردازد، حاصل مطالعات وی در این زمینه در كتاب آسیب‌شناسی روانی و شخصیت گردآوری شده است.

 وی رساله دكتری خود را نیز با موضوع تاریخ دیوانگی در سال 1961 به پایان برد و در سال 1970 در رشته تاریخ نظام‌های تفكر به منصب پروفسوری و ریاست كالج دی‌فرانس دست یافت.

پرداخت فوكو تا زمان مرگش یعنی 24 ژوئن سال 1984 به تألیف كتاب‌هایی در بیان اندیشه‌های خود در فلسفه و علوم اجتماعی پرداخت كه می‌توان به چند مورد از آنها اشاره كرد: جنون و تمدن (1961)، نظم اشیا (1966)، دیرینه‌شناسی دانش(1969)، مراقبت و تنبیه(1975) و تاریخ جنسیت(1976).

اندیشه‌های فوكو در زمینه تاریخ، فلسفه، نقد ادبی و دیگر رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی تاثیرات زیادی بر جای گذاشت؛ بسیاری از متأخران او، فوكو را فیلسوفی ساختارگرا و پسا ساختارگرا (پست مدرنیست) می‌دانند اما خود او این موضوع را انكار می‌كند.

بیشترین شهرت فوكو بخاطر علاقه وی به مطالعه سیر توسعه تمدن غرب بویژه بررسی نگاه این تمدن به دانش، قدرت، جنون، بیماری و جنسیت است. به اعتقاد فوكو فرد می‌تواند با بازبینی و بررسی دیدگاه‌های اجتماعی مربوط به موسساتی مثل تیمارستان‌ها، بیمارستان‌ها و زندانها، گسترش و حضور همیشگی و همه مكانی قدرت را ببیند، آخرین اثر وی در تاكید این مفهوم است كه شكل‌های گفتمان و تكنیك‌های موسساتی مستلزم اعمال قدرت هستند، قدرتی كه نه تنها در سطح كلان جامعه یعنی نهادهای سیاسی و اجتماعی، بلكه در خردترین سطوح آن نیز در جریان است.

كلام فوكو كلامی سنگین و دیرفهم است، دشواری در فهم مفاهیم نظریات وی را می‌توان تا حدی ناشی از دشوارنویسی نسبتا عامدانه وی و تا حدی به دلیل تازگی تعابیر و اصطلاحات مورد كاربرد وی برای بیان اندیشه‌های فلسفی، اجتماعی و تاریخی خود است. جهت آشنایی بیشتر با اندیشه‌های فوكو به بررسی مفاهیم كلیدی نظریات وی می‌پردازیم.

دیرینه‌شناسی: واژه‌ای كه فوكو طی دهه 1960 برای توصیف رویكرد خود به تاریخ‌نویسی به كار برد، حوزه مورد مطالعه این گستره آن چیزی است كه به طور متعارف تاریخ تفكر یا دانش نامیده می‌شود، به نوعی بررسی ردپای استدلالی برجای مانده از گذشته به منظور نگارش تاریخ زمان حال.

تبارشناسی: فوكو این اصطلاح را در مقابل اصطلاح دیرینه‌شناسی به كار می‌برد، تمایزی كه فوكو بین این دو مفهوم قائل می‌شود تا حدی مبهم و گیج‌كننده است، از نظر فوكو ابزار هر دو این روش‌ها یكی است و هردو یك هدف را دنبال می‌كنند. دیرینه‌شناسی بیانگر سطحی از دانش است كه در آن تفاوت‌ها و شباهت‌ها مشخص شده است، سطحی كه در آن اشیا بدرستی سازماندهی شده‌اند تا شكلی كنترل پذیر از دانش را تولید كنند.

خمیرمایه اصلی تبارشناسی و دانش و فرهنگ یكی است اما فوكو تبارشناسی را به عنوان سطحی كه در آن دروغ و حقیقت از طریق سازوكارهای قدرت از هم متمایز می‌شوند، توصیف می‌كند.

حقیقت: حقیقت، مفهومی اساسی در آثار فوكواست بویژه در بافت رابطه‌اش با قدرت و دانش و موضوع ( فاعل شناسا ). فوكو می‌گوید حقیقت، رویدادی است كه در تاریخ رخ می‌دهد؛ چیزی است كه اتفاق می‌افتد و با تكنیك‌های مختلفی ساخته می‌شود (تكنولوژی حقیقت) برخلاف چیزهایی كه در حال حاضر وجود دارند و زمانی كشف خواهند شد. فوكو همانند دیگر نظریه‌پردازان پست‌مدرن بنا بر اذعان خود وی علاقه‌ای به گفتن حقیقت در آثار خود ندارد، بلكه افراد را به داشتن تجربه‌های خاص برای خود دعوت می‌كند.

زن و فمینیسم: فوكو را اغلب به خاطر عدم علاقه‌اش به جایگاه زن مورد انتقاد قرار می‌دهند، با این حال او هرجا از نهضت فمینیسم یاد می‌كند، حمایت خود را از آن ابراز می‌دارد. فوكو همچنین نظام اخلاقی یونان باستان درباره زنان و نیز دیدگاه منحصرا مردمحورانه آنان را مورد انتقاد قرار داده و آن را اخلاق مرد برای مرد توصیف می‌كند.

اخلاق: از نظر فوكو اخلاق با رابطه‌ای كه فرد با خود دارد سروكار دارد، شرط اساسی عملی شدن اخلاق آزادی است، یعنی توانایی انتخاب یك رفتار. فوكو بین دستورات اخلاقی (كه شامل مجموعه قواعد و ادراكات است) و اخلاق تمایز قائل می‌شود.

فرهنگ: فوكو فرهنگ را سازمان سلسله مراتبی ارزشها، قابل دستیابی برای همه افراد و در عین حال فرصتی مناسب برای مكانیسم انتخاب و انحصار می‌داند.

آزادی: فوكو شدیدا معتقد به آزادی انسان است؛ او دیدگاه‌های رایج در قرن نوزدهم و دیدگاه اگزیستانسیالیست‌ها درباره یك آزادی انتزاعی و بدون مصداق را به چالش می‌كشد و معتقد است آزادی بیشتر یك تمرین است تا هدفی كه قابل دستیابی باشد. آزادی شرط اعمال قدرت است.

قدرت ـ دانش: در نظریه فوكو، این مكانیسم‌های قدرت است كه انواع مختلف دانش را پدید می‌آورد، دانشی كه هستی و كنش‌وری افراد را با هم تلفیق می‌كند، علمی كه بدین شیوه گردآوری می‌شود اعمال قدرت را تقویت می‌كند. فوكو ضمن رد این ادعا كه دانش قدرت است، بیان می‌كند كه او علاقه‌مند به مطالعه روابط پیچیده بین قدرت و دانش است، بدون این‌كه به ماهیت یكسان این دو مقوله معتقد باشد.

اپیستمه: این اصطلاح كه فوكو در كتاب نظم اشیاء آن را معرفی می‌كند، اشاره به عنصرناهشیار و زیربنایی سازنده دانش در زمان خاص و مكان خاص دارد، این مفهوم تاحدی نزدیك به مفهوم جهان‌بینی است، این زمینه معرفت‌شناختی است كه شرایط ظهور و به وجود آمدن دانش در هر دوره و مكان خاص را فراهم می‌كند و این نظام گفتمانی است كه پیوند دهنده دانش و قدرت بوده و وجه تمایز هر دوره تاریخی از دوره‌های دیگر است.

هنر زندگی (زندگی به عنوان كاركرد هنر): فوكو از تكنیك‌های خود یا هنر زندگی به عنوان یك مهارت انتخاب شده توسط بشر یاد می‌كند كه فرد از طریق آن نه تنها قوانین رفتار را برای خود تعیین می‌كند بلكه می‌تواند در جهت تغییر خود، تغییر در هستی یگانه و منحصربه‌فرد خود و نیز تبدیل زندگی خود به یك شاهكار ادبی با ارزش‌های زیبایی‌شناسانه و دارای ملاك‌های ادیبانه گام بردارد.

افسانه شاهماری ‌
جام‌جم


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.